! ..........

Image hosted by TinyPic.com
.
.. نماز عشق ..

« غسل »
.
بايد غسل داد جان و دل را از ناپاكي، با پاك ترين آب روي زمين، با اشك ديدگان، نه..... با خون ديدگان بايد غسل كرد، ديگه اشكي نمونده تو چشمام ! خون ميباره به جاي اشك ... ببار خون ! ببار كه ميخواهم غسل كنم، ميخواهم پاك سازم تنم را با خونم، ببار ... خون ببار، كه ميخواهم غسل كنم .
.
« قبله »
.
قبله كجاست ؟ به كدامين سو بايد نماز بخوانم ؟! به سوي تو اي عزيز ترينم..!
به سوي تو .... رو به آسمانها نماز ميخوانم، چون تو زميني نيستي .. زمينيان خدا نميشوند، تو آسماني هستي .... !
.
« مُهر »
.
نميدانم نامش مُهر است يا بت ..! اما بتم تو هستي ، بتي كه نميشكند . ابراهيم فكر و منطقم نيز نميتواند بت دلم را بشكند. منطق نيز به فراموشي سپرده شد در راه تو اي عزيز ترينم .. بت فرو نريختني من ...!!
.
« نيّت »
..
نيّت ....؟!! چه گويم از نيّت وقتي كه تمامي ذره ذره وجودم، نيّتش تو هستي ... نيّت ميكنم دو ركعت نماز عشق در آستان حضرت دوست، به اميد آنكه مورد قبول واقع شود ...
.
.... الله اكبر ....
عشق بالاتر از آنست كه وصف شود، چه آسماني اش، چه زميني اش....
.
.... بسم الله الرحمن الرحيم ....
بنام خداوند بخشنده مهربان. بنام خداوندي كه مهرباني را به ما بخشيد، پرستش را به ما بخشيد ...
.
.... الحمد لله ربّ العالمين ....
ستايش خداوندي را كه پروردگار جهانهاست ... خداوند اين زمين خاكي، ستاره ها، آسمان، بهشت، دوزخ، خداوندگار سرزمين عاشق، خداوند مردمان عاشق!
.
.... الرّحمن الرّحيم ....
بخشنده مهربان ... در ره عشق مهرباني ديديم و دل را بخشيديم به صاحب دل، دلداده اش را به مهربانترين دلبر بخشيد و بخشنده ترين دلداده شد .
.
.... مالك يوم الدّين ....
صاحب روز دين ... روز جزاي بي وفايي، روز پاداش با وفايي.
روز دين من كي است؟ ميداني ... روز رسيدن به تو، دينم هر روزش روز دين است، هر روزش روز پرستش است، هر روزش روز قيامت است .. !!
.
.... ايّاك نعبد و ايّاك نستعين ....
پروردگارا ! تنها تو را ميپرستيم و تنها از تو ياري ميجوئيم و بس ... تنها .. پرستش .. ياري .. بس .. !!
.
.... اهدانا الصّراط المستقيم ....
تو ما را به راه راست هدايت كن .... راه .. هدايت .. راه عشق .... صراط .. صراط عشق، راست ترين راهها ... !
.
.... صراط الّذين انعمت عليهم ....
راه آنان كه به آنها انعام فرمودي، راه فرهادها، راه كوهها، راه تيشه ها ..... راه مجنون ها، راه بيابان ها، راه گمگشته ها... راه علي ها، راه شمشير ها، راه گريه بر سر چاه ها .... راه عاشق ها ...... !!!
.
... غير المغضوب عليهم والضّالّيـــن ...
نه راه كسانيكه به آنها خشم فرمودي و نه گمراهان عالم، نه راه نا پاكان، نه راه فاحشگان، نه راه نامردان، نه راه بي غيرتان، نه راه عاشق كُشان، نه راه بي وفايان ...!
.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
..
.... قل هو الله احد ....
اي رسول ما! به مردمان بگو كه خدا يكتاست ... يكتا ! بي همانند ! اين عشق يكتاست، چونكه شايد عاشق اين عشق يكتا باشد، يا شايد معشوق اين عشق ... اما هر چه هست يكتاست ...!
.
.... الله الصّمد ....
آن خدايي كه از همه عالم بي نياز و همه عالم نيازمند اوست، دردم از يارست و درمان نيز هم .....
من نياز .. تو بي نياز !! من تشنه .. تو سيراب !! من درد .. تو درمان !! بي نيازم كن، سيرابم كن، درمانم كن ....!
.
.... لم يلد و لم يولد ....
نه كسي فرزند اوست، و نه او فرزند كسي ... اين عشق فرزندي دارد ؟؟؟ يا زائيده شده كسي است ؟؟!
.
.... و لم يكن له كفواً احد ....
و نه هيچ كس مثل او همانند اوست ... هيچ كس .. مثل .. همانند ..... !!
همانند؟؟ .. هرگز !! .... عشق دگر ؟؟ .. هرگز !! .... مگر ميشود ؟؟!
.
« ركوع »
خم ميشوم .. قبل از آن دلم خم شده است ... زمزمه اي در زير لب .. نجوايي از پرستش .. از دوست داشتن، از تسليم شدن، از مسلمان شدن .. !
.
نماز گذار عشق به سجده نرسيد ..... سجاده اش كفنش شد .. سجده اش را در آغوش خالقش خواند، نه در اين زمين پست .. نمازگذار عشق را وقتي به سوي قبر ميبردند، عطر ياس هوا را عطر آگين كرد ... جهان آمده بود تا ببيند خاكسپاري نماز گذار عشق را .. زمين نيز مشتاق پذيرفتن جسم نماز گذار عشق ..
نماز گذار عشق، علي وار شهيد محراب عشق شد ...
.
خدا نگهدار نماز گذار عشق ......


 

About me


 

ببين نازنينم !

از آغاز عاشقي تا به حال در هر گذر و بن بست و خيابان و بيابان همه سراغ آن اوي نيامده ، آن گمشدهء رفتهء سفر کرده را از من گرفتند و من سر به زير اما سربالا جوابشان را دادم ، اما ديگر نمي شود .

بالاخره تصميمي گرفتم و با خود قرار گذاشتم به پرسش تمام آنهائي که يا پرسيدند يا قرار است بپرسند پاسخ دهم . نتيجه اين شد که :

 « من او ندارم ! »

چه شد ؟  هنوز که نقطه آخر جمله را ننوشته ابروهاي نازنينت پيوندي ناگسستني خوردند .

 من که با تو نبودم ، عزيز کرده اين همه سالِ دلِِ رسوا ، خودت قضاوت کن من وقتي تو را دارم « او » را مي خواهم چه کار ؟

پس بخند ، من تورا دارم.

تو هم قبول کن و مثل من بگو :

من « او » ندارم !!!

 


Links



نفـــس
جيـــگر تو
دخـــتر آبـان
زخمــــي زمان
نحــسي واژه ها
Emovi
viOeM
Emovi.like.no.other

Archive name



May 2008
Jun 2008
JuL 2008
Sep 2008
Nov 2008
Dec 2008
Jan 2009
Feb 2009
Mar 2009
Apr 2009
Jun 2009
Aug 2009
Sep 2009
Oct 2009
Nov 2009
Dec 2009
Jan 2010
Jun 2010

Music


 

Other