تــــــــــــــــــــــــــو

باز هم دلم گرفته …
دلم از آن اشک های بی وقفه می خواهد .. از آن اشکهائی که در آغوش تـو ریخته شود .

دلم هق هق میخواهد زیر بار نگاه تـو !
دلم دست های تـو را میخواهد ، همان دست هائی که با نوازشهایش مرا از فرش به عرش می برد.
دلم نوازش می خواهد ، نوازش های تـو را میخواهد .
دلم هوس شنیدن طپش قلبت را کرده ، از همان نبض های طپنده ای که از سر تا به ته اش برای من باشد !
می دانی از آخرین باری که صدایت را لمس کردم چقدر می گذرد ؟
دلم خواب می خواهد ، از همان خواب هائی که در آغوش تـو باشد.

دلم یک سیر دیدنت را می خواهد .
دلم یک سیر بوئیدنت را می خواهد .
دلم هوس بوسه های تـو را کرده ست، از همان بوسه های بی هوایت که مرا ذوق می داد .
دلم هوس شانه های امنت را کرده ، از همانهائی که جان می دهد برای خالی کردن عقده های دل !

ببین …
دستانم را ببین که سرد است . آخر بوی دستان گرم تـو به مشامش خورده و با هیچ گرما بخشی گرم نمی شود .
دلم را گرم کن با گرمای وجودت.
هوایم سرد است … دلم گرفته است .

اصلا دلم تـــــو را می خواهد .

Image hosted by TinyPic.com
پ . ن :

دلم را شکستی … !
با خاطراتت آنرا ترمیم می کنم
تا دلی شود که تــــــــــــو ، دوباره آنرا بشکنی … !!


 

About me


 

ببين نازنينم !

از آغاز عاشقي تا به حال در هر گذر و بن بست و خيابان و بيابان همه سراغ آن اوي نيامده ، آن گمشدهء رفتهء سفر کرده را از من گرفتند و من سر به زير اما سربالا جوابشان را دادم ، اما ديگر نمي شود .

بالاخره تصميمي گرفتم و با خود قرار گذاشتم به پرسش تمام آنهائي که يا پرسيدند يا قرار است بپرسند پاسخ دهم . نتيجه اين شد که :

 « من او ندارم ! »

چه شد ؟  هنوز که نقطه آخر جمله را ننوشته ابروهاي نازنينت پيوندي ناگسستني خوردند .

 من که با تو نبودم ، عزيز کرده اين همه سالِ دلِِ رسوا ، خودت قضاوت کن من وقتي تو را دارم « او » را مي خواهم چه کار ؟

پس بخند ، من تورا دارم.

تو هم قبول کن و مثل من بگو :

من « او » ندارم !!!

 


Links



نفـــس
جيـــگر تو
دخـــتر آبـان
زخمــــي زمان
نحــسي واژه ها
Emovi
viOeM
Emovi.like.no.other

Archive name



May 2008
Jun 2008
JuL 2008
Sep 2008
Nov 2008
Dec 2008
Jan 2009
Feb 2009
Mar 2009
Apr 2009
Jun 2009
Aug 2009
Sep 2009
Oct 2009
Nov 2009
Dec 2009
Jan 2010
Jun 2010

Music


 

Other